کاربرد being در زبان انگلیسی

توضیحات

کاربرد being در زبان انگلیسی:

کاربرد being در زبان انگلیسی کاربردهای مختلفی دارد، میتواند نقش اسم داشته باشد و یا بعنوان فعل اصلی و حتی در گرامر معلوم یا مجهول برخی زمانهای انگلیسی بکار رود، در ادامه هریک را شرح میدهیم.

Being در زمان های مجهول:

  • مجهول حال استمراری:

am/is/are +being +pp

مثال:

The project is being worked on now

الان روی پروژه دارد کار میشود.

ccumber and tomato are being chopped for salad

خیار و گوجه برای سالاد دارند ریز ریز میشوند.

A young deer is being sent to the zoo

یک گوزن جوان دارد به باغ وحش فرستاده میشود.

I’m sick and I’m being taken to the hospital

من بیمارم و دارم به بیمارستان برده میشوم.

  • مجهول گذشته استمراری:

Was/were +being +pp

مثال:

 Last night the young child was crying too much finally his mother got home then I found out that he was being fed

دیشب کودک خردسال خیلی گریه میکرد بالاخره مادرش به خانه  رسید سپس فهمیدم که دارند به او غذا داده میدهند.

The bride was ready to go, after some minutes she was being driven to the wedding party

عروس برای رفتن حاضر بود، پس از چند دقیقه، او را با ماشین به سمت مجلس عروسی میبردند.

Many parrots were being hunted by hunters yesterday

دیروز طوطی های زیادی توسط شکارچیان شکار میشدند.

کاربرد being در زبان انگلیسی

Being در زمان معلوم:

در زمان حال استمرار که be نقش فعل اصلی را دارد، در این مورد برای بیان شروع یک عمل استفاده میشود. یعنی عملی تازه درحال شروع شدن می باشد.

مثال:

It is being to snow

هوا دارد برفی میشود.

The shirt is being to dry

پیراهن دارد (شروع به) خشک (شدن میکند )میشود.

The train is being to move

قطار دارد شروع به حرکت میکند.

Look! The sky is full of clouds and one rain drop fell on my face, it sounds It is being to rain

نگاه کن! آسمان پر از ابر است و یک قطره باران روی صورتم چکید (افتاد)، بنظر میرسد هوا دارد بارانی میشود.

Last night after saying prayer I saw a shooting star, I feel my wishes is being to come true

دیشب بعد از دعا کردن یک ستاره دنباله دار دیدم، احساس میکنم آرزوهایم دارند برآورده میشوند.

نکته: هرگاه بخواهیم صفتی را بطور موقت به کسی نسبت دهیم از گرامر زیر استفاده میکنیم.

صفت + am/is/ are/was/were +being + فاعل

مثال:

I don’t approve Mary’s behaviour, she is being unfair

من رفتار ماری را تصدیق نمیکنم، او بی انصاف شده است.

Joe is sick but won’t see a doctor. He is being foolish

جو مریض است اما به دکتر نمیرود. او احمق شده است

Sara is usually not foolish, but right now she is being like that.

سارا معمولا نادان نیست اما الان مانند یک آدم نادان(احمق) شده.

کاربرد being در زبان انگلیسی
Being بعنوان اسم:
  • برای بیان مهم ترین یا اساسی ترین قسمت ذهن یا وجود فردی، این بدان معنی است که هرگاه قصد داشتید بگویید با تمام وجود کاری را انجام میدهید یا به چیزی علاقه دارید و….. از being استفاده میکنید . به مثالهای زیر توجه کنید.

John loves pop music with his whole being

جان باتمام وجودش عاشق موسیقی پاپ است( یا عمیقا به موسیقی پاپ علاقه دارد.)

I knew it was true in the core of my being

من در گوشه ای از وجودم میدانستم این درست(صحیح) است.

In the Iran-Iraq war many people sacrificed themselves with their whole being

در جنگ میان ایران و عراق افراد زیادی با تمام وجود خودشان را ایثار (فدا) کردند.

  • برای بیان اینکه چیزی دارد بوجود می آید یا موجود میشود. به مثال زیر توجه کنید.

مثال:

A law that first came into being in 1915

قانونی که  اولین بار در سال 1915  بوجود آمد.

The sientists haven’t figeured out yet that how many years ago dianasors  came into being

دانشمندان هنوز پی نبرده اند  که چند سال پیش دایناسورها بوجود آمدند

  • بیان موجودیت چیزی مانند انسان و دیگر موجودات

مثال: human beings  موجود انسان، بشر

A story about alien beings

داستانی درباره موجودات فضایی

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “کاربرد being در زبان انگلیسی”